{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Row, رديف
در واژهنامه ترجمیک
متاسفانه جستجوی دقیق عین این کلمه یا عبارت، نتیجهای دربرنداشت.
معنی Row, رديف, معنی Rخصپ رديف, معنی Row, cbيt, معنی اصطلاح Row, رديف, معادل Row, رديف, Row, رديف چی میشه؟, Row, رديف یعنی چی؟, Row, رديف synonym, Row, رديف definition,
معنی swag
,
معنی without
,
ترجمه without
به فارسی,
معنی amethystine
,
ترجمه amethystine
به فارسی,
معنی درخشیدن، تشعشع داشتن، (ج.ش.) ماهی چهار گوش عمق زی , شعاع، پرتو، روشنایی، تشعشع، اشعه تابشی، برق زدن که از حلزون تغذیه میکند(yar gnits)
,
ترجمه درخشیدن، تشعشع داشتن، (ج.ش.) ماهی چهار گوش عمق زی , شعاع، پرتو، روشنایی، تشعشع، اشعه تابشی، برق زدن که از حلزون تغذیه میکند(yar gnits)
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی